عليرضا

به نظرم توي عكس‌هاي شكنجه اگر عراقي‌ها شيء باشند، آمريكايي‌ها نمي‌توانند باشند. اتفاقآ ژست‌هايي كه گرفته‌اند كاملآ انساني و قابل باور هستند (به خصوص براي يك آمريكايي) و شايد هم براي همين تكان‌دهنده‌ترند (چون يك آمريكايي شباهت شكنجه‌گرها را با خود مي‌تواند درجا درك كند، و اين مي‌تواند خيلي تكان‌دهنده باشد). نمي‌دانم شايد هم من منظورت را از شيء درست نمي‌فهمم و اگر بيشتر توضيح بدهي درك متفاوتي از قضيه داشته باشم.

در مورد اختلاف اسطوره و مستند به نظرم نكته‌ي جالبي بيان مي‌كني. نمي‌دانم در مورد reality showهايي كه چند سال هست توي آمريكا (و ظاهرآ اروپا) باب شده‌اند خبر داري يا نه. اين برنامه‌ها، كه فكر مي‌كنم اولينشان survivor بود، در واقع تبديل شده‌اند به ژانر جديدي از توليدات تلوزيوني كه كلي هم بحث برانگيز بوده‌اند. در خالص‌ترين حالت، قرار است مثلآ اين برنامه‌ها كاملآ مستند و بدون فيلم‌نامه باشند، ولي حتي در مورد خالص‌ترين نمونه‌هايشان هم گفته مي‌شود كه فيلم‌نامه دارند و شخصيت‌هاي فيلم نقش بازي مي‌كنند (و البته تراژدي و كمدي و هر چيز ديگري كه بخواهي هم تويشان هست بالطبع!). به نظرم با وجودِ چنين برنامه‌هايي، اقلآ براي مخاطبِ آمريكايي مرز بينِ فيلم مستند و فيلم تخيلي يا اسطوره‌اي تا حد زيادي از بين رفته باشد و نمي‌شود به راحتي بين دو فيلم بر اين اساس تمايز قايل شد. به هر حال نكته‌ي خيلي جالب و قابلِ تآملي‌ست!


ابوالفضل

سلام .
فكر نمي كنم اين دو يادداشت آخر ، نيازي به ترك بك داشته باشد .
همين !


heidar

صبر زمان ایمان واقعی نه ایمان دروغین ...


بهتر است نظر یا پیشنهادتان درباره‌ی نوشته‌ی من باشد. به‌هرحال، ممنونم که عقیده‌تان را ابراز می‌کنید. یادداشتِ شما پس از بررسی در همین بخش قابل مشاهده است.