
این نوع نوشتهها را خیلی دوست دارم. نوشتههائی که در آن یک عکس مورد سنجش قرار گرفته و خوب و بدش تعیین میشود... ایدهی جالبیست.و..
پويان جان،
نوشتهات جالب بود.
به نظرم نوعِ نگاهِ اونيل در اينجا خيلی جالب است. بقيه همه حواسشان پرت است جز او که نگاهی خيره (Gaze) به ما دارد. نگاهی که چنانکه لکان میگويد دوطرفه است، نگاهِ ما پاسخ دريافت میکند و همين است که احتمالاً چهره ی او را دراينجا هالهمند و جادويی کرده...
سلام...از سمت راست «شان» به دستان ِخواهرش نگاه مي کند.نمي دانيم چه چيزي در دستان خواهرش قرار دارد که اينچنين توجه اش را از عکس و عکاس سلب کرده و با کنجکاوي و شوق به آن مي نگرد. انگار اين عکس و هنر عکاسي براي او جاذبه ي چنداني ندارد.
طرز نشستن «شان» در حاليکه به دو دستش تکيه داده حاکي از تمرکزش براي خيز برداشتن است. بنوعي انگار دوست دارد مالک آن چيزي باشد که در اختيار خواهر قرار دارد.
جاي نشستن «شان» نشانه هايي در خود دارد. جايي دور از پدر که مالکِ مادر است. براي اثبات اين نکته دست راست پدر به عنوان صاحب و تکيه گاه در پشت مادر قرار دارد و دستان پسر جمع شده و ميخکوب. مادر بين پدر و پسر نشسته است و اين دو مانند رقبادر دو طرف (جاي فرويد خالي! که بلافاصله نظريه ي عقده اديپ را مطرح کند).
«اونا» بر روي پاهاي مادر نشسته است. انگار اين دو زن قطب خانواده هستند و دو مرد آنان رااحاطه کرده اند. نشستن بر روي پاي مادراز طرفي نشانه ي علاقه ويژه مادر به اوست و از سوي ديگر انگار مادر و دختر، يک کشش واحد را بسوي پدر تداعي مي کنند؛ بويژه اينکه «اونا» به سمت پدر نشسته است (باز هم جاي فرويد خالي!). «اونا» مشتاقانه متوجه چيزي است که در دستانش قرار دارد. طرز نشستن «اونا» و صورت شادابش، حاکي از شيطنت و سَرزندگي هاي دخترانه در اين سن است.
«اگنس» کمي متمايل به شوهرش نشسته و بر دست او تکيه زده است.اين نشانه شايد بمعناي اتکا و وابستگي او به شوهر و احساس عدم استقلال است.صورتش تا آنجا که پيداست امروزه به صورتهاي يخي معروف است. چانه ي کشيده+ لبهاي گوشتالو مخصوصاٌ لب پائين+ بيني کشيده و صورتي يخي و کشيده. نوعي دلمردگي، ناخوشايندي و بي تفاوتي در چهره اش پيداست. جهت نگاه او اگر چه پيدا نيست ولي انگار به جايي غير از لنز دروبين نگاه مي کند. نوعي آرزوي تحقق نيافته! يا شايد اميدي که مي رود به نااميدي تبديل شود.
«يوجين» مستقيم به دروبين نگاه مي کند. او تنها کسي است که انگار تصميم دارد واقعاً اين عکس رابه يادگار بگذارد. با «مجتبي» موافقم که نگاه «يوجين» انگار مي خواهد با ما ارتباط برقرار کند. براستي چرااو اينطور خيره و با ابرواني درهم به ما مي نگرد؟ آيا او از چيزي دلخور است؟ «يوجين» انگار با نگاهش مشغول بازي در يکي از صحنه هاي نمايش است.در چهره اش شادابي و شادي نيست. انگار او نگران تفسيرهايي است که ممکن است ديگران در باره اين عکس داشته باشند.
(اين را فقط براي خوشحالي پويان نوشتم؛ ببخش اگر پرت و پلا گفتم)
يه نكته اي كه من تو اون عكس ديدم اون مستطيل بود . اونو خودتون گذاشتيد ؟؟
حركت خوبي رو شروع كردي. خوب يا بد يا ضعيف و قوي مهم نيست . جسارتي كه بخرج دادي به يك دنيا مي ارزه. ايول