مجتبی

اين ايده‌ی آخرت و جانِ کلامت در جمله‌ی آخر احتمالا همان جايی است که راه من و تو از هم جدا می‌شود. من برخلاف نظر تو سکوت و مرگ را از يک جنس نمی دانم. بايد بالاخره بر اين تنبلی و وسواس غلبه کنم و مطلبم را در اين باره بنويسم...


nima

جالب بود!


بهتر است نظر یا پیشنهادتان درباره‌ی نوشته‌ی من باشد. به‌هرحال، ممنونم که عقیده‌تان را ابراز می‌کنید. یادداشتِ شما پس از بررسی در همین بخش قابل مشاهده است.