« بین - 3 | صفحه اصلی | بدن و روح - گزارش کتاب 2 »
بوطیقای اشغال نظامی - گزارش کتاب 1
تصمیم گرفته بودم بعضی از کتابهایی را که اینجا در دانشگاه خواندهام، گاهی معرفی کنم. چون حرفزدن کمتر از نوشتن زمان میبَرَد، گفتم بد نیست به جای نوشتن، صدایم را ضبط کنم. فایدهی معرّفی کتابها این است که اوّل از همه، در ایران نوشتههای انسانشناسی زیاد ترجمه نمیشوند و اگر بشوند اولویّت با کتابهای تئوریست و نه با مردمنگاریها – در حالیکه مردمنگاریها فقط به دلیل ثبت زندگی یک گروه خاص نیست که ارزشمندند؛ نگاه و نظریّهی پشت نوشته هم مهم است و این نگاه و نظریّه و روش محدود به جغرافیای خاص و زمان مشخّص نیست و درسها در خودش دارد. بعد اینکه حجم خواندنیها اینجا واقعاً زیاد است. این نیمسال هفتهای دو کتاب، معمول بود. با اینکه خیلی وقتها مقالههای کوتاه بعد از خواندن هر کتاب مینویسیم؛ امّا حفظ و نگهداری اساس مطلب کتابهای گزیده و برداشت من از آنها به صورت صوتی، برای خودم هم مفید است و یادگار میمانَد. دستِ آخر اینکه اصولاً خوب حرف نمیزنم. شاید ضبط صدا، کمکم کند بهتر حرف بزنم. نهایتِ تلاشم را میکنم که معرّفیها کمتر از پنج دقیقه باشند تا سرتان درد نگیرد.
اولین کتاب، اسمش هست بوطیقای اشغال نظامی؛ نوشتهی سمادر لویه از انتشارات دانشگاه کالیفرنیا.
معرفی کتاب «راز» - کتاب نخست - بوطیقای اشغال نظامی – 89/4 مگابایت
دلِ من همی جُست پیوسته یاری
که خوش بگذراند بدو روزگاری
شنیدم که جوینده یابنده باشد
به معنی درست آمد این لفظ ، باری
به کامِ دل خویش یاری گُزیدم
که دارد چو یارِ من امروز یاری؟
بدین یارِ خود عاشقی کرد خواهم
کزین خوش تر اندر جهان نیست کاری
فرخی سیستانی
[بایگانی]
شکر
یک پیام صبحگاهی در زمستان مینئاپولیس: دمای هوا منهای هفت درجهی فارنهایت (منهای بیست درجهی سانتیگراد) و به زودی انتظار یک جبهه هوای سرد را داریم! اوّل با خودت فکر میکنی که طرف یا نمیداند سرد یعنی چه یا نمیفهمد منهای بیست درجه چهاندازه سرد است که تازه میگوید یک جبهه هوای «سرد» دارد نزدیک میشود. ولی بعد که با خودت فکر میکنی میفهمی که این در واقع بیان دیگریست از «باز برو خدا رو شکر کن ...» -ِ خودمان.
-----
چند روز به پایان ماه میلادی مانده. پهنای باند راز، لب به لب شده و ممکن است هر آینه لبریز شود. اگر این اتّفاق افتاد و راز را ندیدید، دوباره با شروع ماه میلادی نو سعی کنید. همهچیز روبهراه خواهد بود.
● جایزهی محسن رسولاف در جشن تصویر سال
● سایت رسمی دانشگاه آکسفورد- دربارهی مدرک جعلی علی کردان
● قابل توجهِ خوانندگان پروپا قرصِ راز
● جان به لب رسید از یاری!!!
[بایگانی]
پرواز
یکی جایی روی یکی از دیوارهای دانشگاه نوشته بود:
چرا [الکل] بنوشی و رانندگی کنی
وقتی میتونی ماریجوآنا بزنی و پرواز کنی؟
یک چیزی در مایههای ذم شبیه به مدح!
جمعهی سیزدهم
حدود نیم ساعت پیش به وقت مرکزی آمریکا، اوّلین جمعهی سیزدهم سال 2009 شروع شد. اینها جمعهی سیزدهم را (یعنی جمعهای که از بدِ حادثه باشد روز سیزدهم ماه) خیلی شوم میدانند. در واقع تا آنجا که فهمیدهام، برایشان جمعه به خودی خود شوم هست و سیزدهم باشد که دیگر قمر در عقرب میشود! امروز، بعضی حتّا از خانه بیرون نمیروند. از قرار، فوبیایی هم مربوط به این روز هست. ترس بعضی از جمعهی سیزدهم واقعاً جدّیست. آمارها نشان میدهد که کسبوکارها چیزی کمتر از یکمیلیارد دلار آمریکا را در این روز از دست میدهند. نکتهی جالب اینکه آمار تصادفهای رانندگی کم میشود؛ شاید به دلیل احتیاط بیشتر.
سال میلادی جاری، سه جمعهی سیزدهم دارد. بعدیش ماه آیندهست: مارچ. خدا به خیر بگذراند!
میخائیل باختین
ادامه...
موسیقی (15)
نوشته های دیگران (77)
وبلاگ قبلی راز (353)
پرسونا (6)
آموزش (31)
ادبیات، کتاب و نویسندگی (274)
جامعه شناسی (195)
شخصی (269)
عکس (34)
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001




يادداشتها
بسيار عالى است. مفيد و لذت بخش
واقعاً حجم كار اينقدر زياده اونجا؟ هفته اى ٢تا كتاب تخصصى!!
------
ممنون :) دلگرمی خوبی بود.
عموماً بیشتر از اینهاست اگه بخوای پا به پای استادها پیش بری. ضمن اینکه خوندن فقط بخشی از کاره... متأسفانه! :))
على | January 2, 2010 03:27 AM
خیلی خوب بود پویان جان. دستت درد نکنه. از این ایده ات به شدت استقبال می کنم.
-----
ممنون بابت روحیه دادن :) ادامه میدم پس :)
مریم | January 2, 2010 09:32 AM
Salam & besiyar merci.
-----
خواهش میکنم :) ممنون از شما که میبینید و میشنوید.
Montra | January 2, 2010 04:18 PM
خیلی خوب بود آقای شیوا!
من که به نوبه ی بیسوادی خودم خیلی استفاده کردم!
چون با توجه به رشته ی ارشدم یکم از فضای کلاسهای انسان شناسی و ... دور شدم!
ولی بازم برام مفید بود ممنون!
------------------------------
در ضمن شکست نفسی فرمودید که گفتید خوب حرف نمیزنید دیگه ؟نه؟
-----
ممنون از تشویق :) نه شکسته نفسی نکردم. درسته که همه رو یکبار گفتم؛ اما بعدش یه کم ویرایش کردم صدا رو :))
مشق شب | January 2, 2010 04:26 PM
چقدر عالیه این کارت.شدید مشتری شنیدن این بخش خواهم بود
-----
ممنون :)
نجوا | January 2, 2010 07:50 PM
سلام
خیلی خوشحال می شم زود زود ابن بخش که انصافا جالب هم خواهد بود رو گوش کنم!
دستت درد نکنه
1
------
خیلی ممنون :) سعی میکنم توی تعطیلات که وقت بیشتر دارم، زودتر به روز کنم این بخش رو.
علی | January 3, 2010 12:02 AM
سلام. سال نو مبارک. همگی بهشدّت از این کار عالی استقبال میکنیم! لطفن ادامه بدین.
------
سال نو که یه سه ماهی مونده :)) اما به هر حال مبارک. خواهش میکنم و ادامه میدم :)
حسین | January 3, 2010 07:45 PM
سلام مطلبی در وبم بعد از خواندن این پستتون گذاشتم اونجا بیشتر احساسمو بیان کردم فقط میتونم بگم تشکر به خاطر این کارتون.
-----
خواهش میکنم. مطلبتون رو هم خوندم :) درس خوندن اونقدرها هم خوشایند نیست که تاسف بخورین براش. :) هیچ وقت هم دیر نیست.
مشکات | January 7, 2010 12:02 PM