« کتابهای دوستداشتنی سال هشتاد و چهار | صفحه اصلی | مدیحهای برای دوستانم در سالِ رو به پایان »
دنیا بدونِ جنگ: برای سالگردِ حملهی آمریکا به عراق
برای دکتر فریبرزِ دانا
شببخیر
بچّههای عزیز!
شببخیر
که خیلی دیر است.
به هواپیماها در هوای بهاری نگاه کنید
که چه زیبا برق میزنند
به بمبافکنها، تانکها نگاه کنید
هیچ بچّهی آمریکائی شانسِ شما را ندارد
آنها، همهی این چیزها را
فقط بر پردهی سینما میبینند.
بخوابید بچّهها!
و به یاد داشته باشید
جای شما در بهشت است
امّا
چیزی بخورید و بنوشید
که صفِ محشر طولانیست و گرسنهتان خواهد شد.
بخوابید بچّهها!
امّا
یادتان نرود صورتتان را بشوئید
فرشتگان
انتظارِ بچّههای تمیز را میکشند
و هیچ، در فکر دلتنگی مادر نباشید
آنها مرگ را ترجیح میدهند و زود، نزدِ شما میآیند.
ما هم قول میدهیم
پای مجسّمهی آزادی
گورهای ظریفی برای شما بسازیم
تا رهگذران و توریستها
دسته گلی بر آن بگذارند و
با رضایتِ خاطر بخندند.
۱۹ فروردین ۸۲
شمسِ لنگرودی
مرتبط از «لینکدونی»: ما میمیریم تا عکّاس تایمز جایزه بگیرد
پ.ن. (با کمی بدبینی) میمیرید تا شمسِ لنگرودی برای رئیسدانا شعر بگوید؟!
دلِ من همی جُست پیوسته یاری
که خوش بگذراند بدو روزگاری
شنیدم که جوینده یابنده باشد
به معنی درست آمد این لفظ ، باری
به کامِ دل خویش یاری گُزیدم
که دارد چو یارِ من امروز یاری؟
بدین یارِ خود عاشقی کرد خواهم
کزین خوش تر اندر جهان نیست کاری
فرخی سیستانی
[بایگانی]
شکر
یک پیام صبحگاهی در زمستان مینئاپولیس: دمای هوا منهای هفت درجهی فارنهایت (منهای بیست درجهی سانتیگراد) و به زودی انتظار یک جبهه هوای سرد را داریم! اوّل با خودت فکر میکنی که طرف یا نمیداند سرد یعنی چه یا نمیفهمد منهای بیست درجه چهاندازه سرد است که تازه میگوید یک جبهه هوای «سرد» دارد نزدیک میشود. ولی بعد که با خودت فکر میکنی میفهمی که این در واقع بیان دیگریست از «باز برو خدا رو شکر کن ...» -ِ خودمان.
-----
چند روز به پایان ماه میلادی مانده. پهنای باند راز، لب به لب شده و ممکن است هر آینه لبریز شود. اگر این اتّفاق افتاد و راز را ندیدید، دوباره با شروع ماه میلادی نو سعی کنید. همهچیز روبهراه خواهد بود.
● جایزهی محسن رسولاف در جشن تصویر سال
● سایت رسمی دانشگاه آکسفورد- دربارهی مدرک جعلی علی کردان
● قابل توجهِ خوانندگان پروپا قرصِ راز
● جان به لب رسید از یاری!!!
[بایگانی]
پرواز
یکی جایی روی یکی از دیوارهای دانشگاه نوشته بود:
چرا [الکل] بنوشی و رانندگی کنی
وقتی میتونی ماریجوآنا بزنی و پرواز کنی؟
یک چیزی در مایههای ذم شبیه به مدح!
جمعهی سیزدهم
حدود نیم ساعت پیش به وقت مرکزی آمریکا، اوّلین جمعهی سیزدهم سال 2009 شروع شد. اینها جمعهی سیزدهم را (یعنی جمعهای که از بدِ حادثه باشد روز سیزدهم ماه) خیلی شوم میدانند. در واقع تا آنجا که فهمیدهام، برایشان جمعه به خودی خود شوم هست و سیزدهم باشد که دیگر قمر در عقرب میشود! امروز، بعضی حتّا از خانه بیرون نمیروند. از قرار، فوبیایی هم مربوط به این روز هست. ترس بعضی از جمعهی سیزدهم واقعاً جدّیست. آمارها نشان میدهد که کسبوکارها چیزی کمتر از یکمیلیارد دلار آمریکا را در این روز از دست میدهند. نکتهی جالب اینکه آمار تصادفهای رانندگی کم میشود؛ شاید به دلیل احتیاط بیشتر.
سال میلادی جاری، سه جمعهی سیزدهم دارد. بعدیش ماه آیندهست: مارچ. خدا به خیر بگذراند!
میخائیل باختین
ادامه...
موسیقی (15)
نوشته های دیگران (77)
وبلاگ قبلی راز (353)
پرسونا (6)
آموزش (31)
ادبیات، کتاب و نویسندگی (274)
جامعه شناسی (195)
شخصی (269)
عکس (34)
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001




يادداشتها
نوشتهء زیباییه.
انتشار هفتمین کتاب خوان رو تبریک می گم.
پویا یوسفی | March 19, 2006 10:40 PM
سلام! تبريک براي بهار و نوروز و سال نو! با بهترين آرزوها براي سيصد و شصت و پنج روز زنده گي/هميشه سرخوش باشيد!
نقطه الف | March 19, 2006 11:18 PM
ياد آهنگ The Gunners Dream می افتم که پینک فلوید توی آخرین سالهای همراهی راجر واترز اجرا کرده بود (ببخشید که یه همچین متن طولانی رو گذاشتم ولی دلم نمی اومد نذارم! البته نصف اولش رو حذف کردم):
...
A place to stay
" A real one ..."
Enough to eat
Somewhere old heroes shuffle safely down the street
Where you can speak out loud
About your doubts and fears
And whats more no-one ever disappears
You never hear their standard issue kicking in your door.
You can relax on both sides of the tracks
And maniacs don't blow holes in bandsmen by remote control
And everyone has recourse to the law
And no-one kills the children anymore.
And no one kills the children anymore.
Night after night
Going round and round my brain
His dream is driving me insane.
In the corner of some foreign field
The gunner sleeps tonight.
What's done is done.
We cannot just write off his final scene.
Take heed of his dream.
Take heed.
Greecicitic | March 19, 2006 11:34 PM
عزیز دل ام، آخر چپ زنی آن هم در این هنگامه؟! تو را جان آن بابای نازنین ات تا عید نشده این پست را عوض کن، یا لااقل یک خرده ((راست)) و ریس اش کن! سال خوبی داشته باشی، هم با لذت هم با سرخوشی.
پیام یزدانجو | March 20, 2006 12:05 AM
سلام:
از آشنايي با وب سايت جامع شما بسيار خوشحالم...مطالب را ذخيره کرده و سروقت ميخوانم...خيلي خوشحال ميشوم اين ارتباط تداوم پيدا کند.
براي شما ارزوي موفقيت دارم...ياحق/
سروش رهگذر | March 20, 2006 02:44 AM
به مطلب قبليت لينک دادم همون لينکي که تو ترکبک نوشتي کار نميکنه.
من که سر در نميارم يه نگاه بنداز خواهشاْ. پير شي.
siahvash | March 20, 2006 07:23 AM
شعر که سهله، ميميرن تا ما لذت ببريم... به همين خاطر اين نوع مردن اخلاقي ترين نوع مردنه.
وحيد بهزادان | March 20, 2006 07:57 PM