دلِ من همی جُست پیوسته یاری
که خوش بگذراند بدو روزگاری
شنیدم که جوینده یابنده باشد
به معنی درست آمد این لفظ ، باری
به کامِ دل خویش یاری گُزیدم
که دارد چو یارِ من امروز یاری؟
بدین یارِ خود عاشقی کرد خواهم
کزین خوش تر اندر جهان نیست کاری

فرخی سیستانی


[بایگانی]


شکر

جمعه 9 بهمن 1388

یک پیام صبحگاهی در زمستان مینئاپولیس: دمای هوا منهای هفت درجه‌ی فارنهایت (منهای بیست درجه‌ی سانتی‌گراد) و به زودی انتظار یک جبهه هوای سرد را داریم! اوّل با خودت فکر می‌کنی که طرف یا نمی‌داند سرد یعنی چه یا نمی‌فهمد منهای بیست درجه چه‌اندازه سرد است که تازه می‌گوید یک جبهه هوای «سرد» دارد نزدیک می‌شود. ولی بعد که با خودت فکر می‌کنی می‌فهمی که این در واقع بیان دیگری‌ست از «باز برو خدا رو شکر کن ...» -ِ خودمان.

-----
چند روز به پایان ماه میلادی مانده. پهنای باند راز، لب به لب شده و ممکن است هر آینه لبریز شود. اگر این اتّفاق افتاد و راز را ندیدید، دوباره با شروع ماه میلادی نو سعی کنید. همه‌چیز روبه‌راه خواهد بود.





پرواز

شنبه 7 آذر 1388

یکی جایی روی یکی از دیوارهای دانشگاه نوشته بود:

چرا [الکل] بنوشی و رانندگی کنی
وقتی می‌تونی ماری‌جوآنا بزنی و پرواز کنی؟

یک چیزی در مایه‌های ذم شبیه به مدح!

جمعه‌ی سیزدهم

جمعه 25 بهمن 1387

حدود نیم ساعت پیش به وقت مرکزی آمریکا، اوّلین جمعه‌ی سیزدهم سال 2009 شروع شد. این‌ها جمعه‌ی سیزدهم را (یعنی جمعه‌ای که از بدِ حادثه باشد روز سیزدهم ماه) خیلی شوم می‌دانند. در واقع تا آنجا که فهمیده‌ام، برایشان جمعه به خودی خود شوم هست و سیزدهم باشد که دیگر قمر در عقرب می‌شود! امروز، بعضی حتّا از خانه بیرون نمی‌روند. از قرار، فوبیایی هم مربوط به این روز هست. ترس بعضی از جمعه‌ی سیزدهم واقعاً جدّی‌ست. آمارها نشان می‌دهد که کسب‌وکارها چیزی کمتر از یک‌میلیارد دلار آمریکا را در این روز از دست می‌دهند. نکته‌ی جالب این‌که آمار تصادف‌های رانندگی کم می‌شود؛ شاید به دلیل احتیاط بیشتر.
سال میلادی جاری، سه جمعه‌ی سیزدهم دارد. بعدیش ماه آینده‌ست: مارچ. خدا به خیر بگذراند!



فلسفه‌ی سیـاسی نوشته‌ی دیـوید میلر ترجـمه‌ی بهمن دارالشفایی نشر ماهی - 3000 تومان




میخائیل باختین

جمعه 10 اسفند 1386
میخائیل میخائیلوویچ باختین (1895-1975) در سال ۱۸۹۵ در اورل واقع در جنوب مسکو به دنیا آمد و در ویلنیوس و اودسا بزرگ شد. این دو شهر، شهرهای مرزی بین‌المللی بودند که آمیزه‌ی ناهمگن و غیرمعمولی از زبان‌ها و فرهنگ‌های نامتجانس عرضه می‌کردند. نقّاشی چهره‌ی باختین با کاغذ سیگارپیچ در دست-
ادامه...